تبليغاتX
سمینارهای اقتصادی شریف
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
جلسه بیست و دوم: تربيت اقتصاددان در دانشکده هاي اقتصاد ايران

به نظر نمي رسد که مطالعه اقتصاد نيازمند هيچگونه استعداد خاص غير معمول و خارق العاده اي باشد... با اين حال اقتصاددان­هاي خوب و شايسته از نوادر روزگار هستند. موضوع ساده اي که در آن، تنها تعدادي ممتازند. احتمالا علت اين تناقض در آن است که اقتصاددان شايسته مي بايستي از ترکيبي از استعدادهاي نادر برخوردار باشد. او بايد به سطح بالايي از استاندارد در چندين مسير متفاوت برسد و ترکيبي از استعدادها را که اغلب با هم ديده نمي شوند، داشته باشد. او بايد تاحدي رياضي دان، تاريخ دان، سياستمدار و فيلسوف باشد. او بايد علائم را درک کند ولي با کلمات حرف بزند... او بايد شرايط حاضر را در سايه گذشته براي مقاصد آينده مطالعه نمايد. هيچ بخشي از طبيعت انسان يا نهادهاي انساني نبايد خارج از چارچوب ملاحظات او قرار گيرد. او بايد هدفمند و نسبت به هوي و هوس بي علاقه همانند يک فرد گوشه گير و عزلت گزين و فساد ناپذير همانند يک تصويرگر نقاش باشد اما با اين احوال، گاهي اوقات همانند يک سياستمدار خاکي (واقع گرا) باشد" (کينز، 1933).  

 

چکيده

کساني از ما که توضيحات کينز را در مورد اقتصاد و اقتصاددانان مي­پذيرند ممکن است بر اين سوال تاکيد نمايند که چه نوع آموزشي اقتصاددان خوب را پرورش مي­دهد؟ دانشکده­هاي اقتصاد محل توليد اقتصاددانان هستند؛ اين بنگاه­هاي توليد اقتصاددان داراي ويژگي هاي خاصي همانند نيروي انساني، فن آوري پيش­رو و بازارهاي داخلي مي­باشند.

بدون شک اين بازار نيز دو طرف عرضه و تقاضا دارد. البته در ايران بيشتر وضعيت بخش تقاضا مورد بررسي قرار مي گيرد و عمدتا اين گله­مندي وجود دارد که تقاضا براي کارشناسان اقتصادي کم و ناچيز است. اما بخش عرضه و عرضه­کنندگان اين بخش کمتر مورد بحث و بررسي قرار گرفته­اند. براستي دانشکده هاي اقتصاد ايران کالاهاي توليدي خود و به طور مشخص دانشجويان و اقتصاددانان خود را چگونه پرورش مي­دهند؟

+ 19:1 / .